اخبار تازه

کد خبر ۱۳۲۷۱۵ انتشار : ۱۶ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۵۱

ما نه سر پیازیم نه ته پیاز، اما مسئول این وضعیت چه کسانی هستند؟

راه شلمچه- محمدرضا سابقی؛ همین چند روز پیش، در پارکی نشسته بودیم. مردم درحال تفریح و استراحت بودند و بچه‌ها هم مشغول بازی. پیرمردی لنگ‌لنگان و آرام آرام از کنار خانواده‌ها رد می‌شد. کیف بزرگ و سنگینی در دست داشت و با خواهش و تمنا از مردم می‌خواست که بیسکوییتی از او بخرند. وقتی نزدیک‌تر آمد دیدم که علاوه بر پاهای معلولش، دستش هم ناتوان است، اما پیرمرد از همان دست معیوبش هم برای حمل سرمایه‌اش استفاده می‌کرد! نزدیکتر که شد دیدم که از شدت کهولت و ناتوانی، حتی قدرت تکلم هم ندارد. عاقبت خسته شد، گوشه‌ای نشست و منتظر رهگذرانی شد که بی‌تفاوت از کنارش می‌گذشتند. 
 
او حتی اگر کاملا سالم هم بود، در این سن و سال باید حالا در خانه‌اش استراحت می‌کرد، چه رسد به اینکه با این حال و روز پر از درد و رنج و با این بدن ناتوان و رنجور در خیابان‌ها و پارک‌ها زیر آفتاب داغ تابستان بار سنگینی را به دوش بکشد تا زندگیش را بگذراند. 
 
ما نه سر پیازیم نه ته پیاز، ما نهایتا بتوانیم کل بیسکوییت‌های آن روز پیرمرد را بخریم تا زودتر برود خانه، اما مقصر این وضعیت چه کسانی هستند؟ امثال این پیرمرد در جامعه زیادند. آنها نه فیش حقوقی و املاک نجومی دارند که در جنگ قدرت دو جناح افشا شود، نه خبر اعتصاب غذایشان رسانه‌ای می‌شود. اگر اعتصاب غذا هم بکنند، فورا می‌میرند و رگ گردن هیچ مسئول و هیچ مدیر و نماینده و وزیر و حتی خطیبی! هم بیرون نمی‌زند.! آخر آنها نه حجاب و موی سرشان عرش خدا را لرزانده، نه اهل کنسرتند و نه مثل زنان و دختران در ورزشگاه‌ها بالا و پایین می‌پرند که ائمه محترم جمعه به یادشان خطبه بخوانند و داد بزنند. نه وام صادرات و واردات دارند، نه سلفی با خانم موگرینی گرفته‌اند، نه مثل تتلو، فالوئر اصولگرا دارند. نه چهار درصدی هستند نه نود و شش درصدی. حتی این شانس را هم ندارند که در بازی تبلیغاتی اصولگرا و اصلاح‌طلب، چیزی نصیبشان شود. 
 
خلاصه از دار دنیا همین دست و پای معلول نصیبشان شده و اصلا نمی‌دانند که سیاست چیست و دعوای دیگران بر سر چیست؟ تنها دغدغه آنها در #زندگی فروش همین بیسکوئیت‌هاست، تا روزی که نفسشان تنگ شود و گوشه‌ی خیابانی یا زیر سقف اتاقی تاریک جان بدهند. فردا و پس فردا کسی برای خرید بیسکوئیت، سراغ آنها را نمی‌گیرد و خبر مرگشان هم بعید است به گوش کسی برسد.
 
برخی‌ آدم‌ها چه سرنوشت عجیبی در دنیای بشریت دارند..
در حیات و ممات جزو فراموش ‌شدگانند.
اخبار مرتبط :
    3
    حمید مومنی ۱۸ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۴۸

    همه مردم فکر کنم شبیه این صحنه های دردناک را دیده اند و می بینند. متاسفانه مدیران و مسئولان چشمانشان نسبت به این دردها و رنج ها نابیناست..
    اما پیرمرد از همان دست معیوبش هم برای حمل سرمایه‌اش استفاده می‌کرد! نزدیکتر که شد دیدم که از شدت کهولت و ناتوانی، حتی قدرت تکلم هم ندارد. عاقبت خسته شد، گوشه‌ای نشست و منتظر رهگذرانی شد که بی‌تفاوت از کنارش می‌گذشتند..

    پاسخ