اخبار تازه

کد خبر ۱۳۵۲۸۴ انتشار : ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۴۴
خالقی؛

استعفاي وزير چهاردهم و انتظارات از وزير پانزدهم

راه شلمچه- دکتر عادل خالقی؛ سيدمحمدبطحايي چهاردهمين وزيري بود كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي بر اين مسند در آموزش و پرورش تكيه زد، البته او در دولت دهم  نيز چهار سال  به عنوان معاون توسعه مديريت و پشتيباني حضور داشت. 651 روز حضور به عنوان مقام عالي وزارت (از 30 مرداد 96 تا 16 خرداد 98) باعث شده كه تاريخ نسبت به توانمندي يكي ديگر از مدعيان در عرصه وزارت در بزرگترين نهاد كشور به قضاوت بنشيند، هرچند كه با گذشت زمان ابعاد بيشتري براي اين قضاوت مشخص خواهد شد.

براي قضاوت در باره عملكرد بطحايي، در ابتدا بايد به شعارهاي او رجوع كرد. او هنگامي كه 29 مرداد 96 با كسب 238 راي موافق از مجلس راهي وزارتخانه شد در مسير حركت خود به ساختمان وزارت، عنوان كرد كه سه اولويت كاري دارد:

1) تحول در نظام آموزشي و پرورشي كشور بر اساس سند تحول بنيادين

2) تربيت نسلي متدين، اخلاقي، كارآفرين و بانشاط

3) پيگيري ارتقاي معيشت و منزلت فرهنگيان شاغل و بازنشسته

در محور اول ؛ تلاش‌هايي از طرف بطحايي براي تحول در نظام آموزشي و پرورشي كشور به خصوص در زمينه‌هاي آموزشي صورت پذيرفت، از جمله ادامه تلاش براي تغيير سيستم آموزشي كنكور محور در نظام آموزش و پرورش رسمي جامعه ، با افزايش سهم سوابق تحصيلي و كم اثر كردن نقش كنكور در ورود به دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالي كشور. حذف آزمون مدارس نمونه دولتي در پايه هفتم و تغيير نوع آزمون مدارس استعدادهاي درخشان از آزمون سنجش پايه علمي به آزمون هوش نيز از تلاش‌هاي سيدمحمد بطحايي براي تحول در دستگاه تعليم و تربيت بود. در اين دوره تلاش‌هايي  زيادي نيز در جهت كم رنگ كردن تكاليف منزل دانش آموزن و حذف آن در دوره اول ابتدايي صورت گرفت كه بنا به دلايلي با شكست مواجه شد يكي از آن دلايل، ناهماهنگي تيم بطحايي و عجله ايشان در اجراي برخي از اين برنامه ها بود، مثلا در مورد حذف تكاليف منزل در دوره ابتدايي ـ با اين كه اين طرح بالنفسه مفيد بوده و در بسياري از كشورهاي پيشرفته دنيا اجرا مي‌شود ـ ولي ايشان با عجله خاصي و در حالي كه تنها چند روز به آغاز سال تحصيلي 98-1397 مانده، بدون زمينه سازي مناسب و آموزش‌هاي لازم ، اعلام مي‌كند كه در سال جديد دانش آموزان دوره اول ابتدايي، تكيلف منزل نخواهند داشت، و وقتي بازخورد نامناسب آن دريافت مي‌شود معاون ابتدايي ايشان اعلام مي‌دارد كه اين طرح اختياري بود و مي‌توان در برخي از مدارس خاص كه تعداد دانش‌آموزان كمتري دارند اجرا شود. از شعارهاي ديگري كه بيشتر جنبه تبليغاتي در اين دوره داشت، مدرسه محوري بود كه فقط در حد شعار باقي ماند و براي ابتدايي‌ترين برنامه‌هاي مدارس ابلاغ و دستور صادر شده و خلاقيت‌ها و ابتكاران مدارس در اجراي برنامه‌هاي آموشي و پروشي به نازل‌ترين سطح خود رسيد.

در محور دوم اولويت‌ها؛ برنامه ريزي منسجمي براي  تربيت نسلي متدين، اخلاقي، كارآفرين و بانشاط در اين دوره مشاهده نشد به جز شعار مقابله با استقرار نظام 2030 ، كه آن هم در عمل مواردي خلاف ادعا را نشان مي‌دهد. انتشار كليپ‌هاي برنامه‌ريزي شده و هماهنگ از همخواني موسيقي مبتذل در برخي مدارس كشور را مي‌توان به عنوان نمادي غير اتفاقي در اين زمينه بيان كرد.

مشكل اساسي اكثريت قريب به اتفاق فرهنگيان به محور سوم شعارهاي وزير مستعفي برمي‌گردد، ايشان در اولين بيانات خود به عنوان مقام عالي وزارت، اعلام كرده بود كه پيگيري ارتقاي معيشت و منزلت يك ميليون و هفتصد هزار فرهنگي شاغل و بازنشسته از اولويت هاي دوره وزارت ايشان خواهد بود ولی به هيچ عنوان در اين زمينه موفق نبودند زيرا :

1-  از رتبه بندي كه معلمان انتظار داشتند، خبري نشد و با دوهزار میلیاردی که در بودجه برای آن پیش بینی شده نه تنها رتبه معلم به جايگاه استاد دانشگاهي نخواهد رسيد بلكه فاصله ها بيشتر نيز خواهدشد.

2-  بيمه طلايي فرهنگيان نه تنها به بيمه الماسي و اورانيومي و ... ارتقاء پيدا نكرد، بلكه متاسفانه به حد بيمه برنزي و مسي نيز تنزل پيدا كرد.

3-  خبری از پیگیری جدی و بازگرداندن پول صندوق ذخيره‌ فرهنگيان كه حاصل دسترنج يكي از شريف ترين اقشار جامعه است، نشد.

4-  پاداش بازنشستگي فرهنگيان نه‌تنها در ماه بازنشستگي، بلكه در سال بازنشستگي نيز پرداخت نشد و تیرخلاصی زمانی به آمال و آرزوهای فرهنگیان پیکسوت و بازنشسته زده شد که تصمیم گرفته شد تا اين حق به صورت اقساطي پرداخت شود.

5-  ميزان مطالبات فرهنگيان سير افزايشي داشت و بسياري از آن‌ها نيز ، باز هم در حد مطالبه باقي ماند.

6-  پول انرژي مصرفي در مدارس كه بارها در رسانه‌هاي رسمي، رايگان اعلام شده بود حتي بدون عذرخواهي از طريق همان رسانه ها، عنوان شد که بايد تمام و کمال پرداخته شود نه به شكل اقساطي بلكه به شكل انباشتي.

 و ده‌ها مطالبه‌ ديگر فرهنگيان شريف جامعه، که فقط در حد حرف باقي ماند و به یاس و ناامیدی گرائید.

 

به كارگيري افراد ضعيف ، سياسي ، نامقبول و گاها بسيار كم تجربه و ناتوان در پست‌هاي بالاي ستادي و مديريت‌هاي ارشد نيز نشان ديگري از ناتواني و توصيه پذير بودن بطحايي در دوره تصدي وزارت آموزش و پرورش در دوره تصدي خود بر مقام عالي وزارت بوده است.

در مجموع بررسي عملكرد وزير چهاردهم نشان مي‌دهد كه ايشان دوره وزارت موفقي را نداشتند و اي كاش حداقل استعفاي آبرومندانه‌اي داشتند. مثلا اگر سرنوشت فرهنگيان بر ايشان حضور شخصي در انتخابات مجلس ترجيح داشت، مي‌توانست  به جاي  استعفا در حساس‌ترين برهه و تحت عنوان شركت  در انتخابات ـ كه توهين به فرهنگيان به حساب مي‌آيدـ  در فصل تقديم لايحه بودجه به مجلس ، به سبب كم توجهي به مسائل رفاهي فرهنگيان در لايحه بودجه  از جمله؛  كم توجهي به اجراي واقعي رتبه‌بندي فرهنگيان ، بيمه طلايي، مسكن فرهنگيان و .... استعفا دهد.

به هرحال حالا عرصه براي آزمون فرد ديگري در اين زمينه مهيا شده است. به گزينه جديد به عنوان وزير احتمالي و پانزدهم توصيه مي‌شود كه به دور از هرگونه خط و جناح و بازي سياسي ، مسايل صنفي فرهنگيان و مسايل آموزشي و پرورشي كشور را سرلوحه كار خود قرار داده و به جاي آن كه دولت براي وي شرط بگذارد، مقتدرانه و مشروط، شرايط حضور در مسند وزارت را بپذيرد در اين مدت اندك باقي مانده از عمر دولت دوازدهم عزم خود را براي ارتقاي رفاه، شان و منزلت فرهنگيان به كار گيرد. فراموش نكند كه قرار بود حق و حقوق كاركنان آموزش و پرورش، به سطح  كاركنان آموزش عالي ارتقاء پيدا كند. البته ما معتقديم كه شرايط خدمتي در آموزش و پرورش از هر وزارتخانه ديگري حساس‌تر و البته سخت‌تر است، چون فرهنگيان با قشر كودك و نوجوان و آينده سازان جامعه سر و كار دارند و اگر با فراغ بال بتوانند وظايف خود را اجرايي كنند آينده‌اي بهتر براي كشور ترسيم خواهند كرد. اگر گزينه وزارت فقط اين بخش از وظايف خود را عملياتي كند و كمك كند تا معلم و ساير كاركنان آموزش و پرورش با راحتي خيال و به دور از دغدغه معيشت به خدمت خود ادامه دهند، اين قشر شريف و توانمند آن‌قدر قدرت دارند كه بتوانند توانمندي‌هاي خود را در بالاترين استانداردهاي جهاني به نمايش گذاشته و انسان‌هايي تربيت نمايند كه متعهد به نظام، دين و كشور خود باشند. جناب وزير محترم پانزدهم! كه به زودي معرفي خواهي شد  سعي كن دولت را به خدمت معلم بگيري، وظيفه پشتيباني و رفاهی فرهنگیان را خوب انجام دهي، در جهت حل تعارضات اقتصادي و معیشتی فرهنگیان بکوش و مطمئن باش كه معلم آن‌قدر توانمند و خلاق است كه در صورت داشتن آرامش لازم برای ارائه خدمت بتواند وظيفه تعليمي و تربيتي خود را به نحو احسن انجام داده و تمامي دغدغه‌هاي نسل آينده ساز جامعه را برطرف نمايد.

دکتر عادل خالقی ـ دبیر جامعه اسلامی فرهنگیان تهران

اخبار مرتبط :