اخبار تازه

کد خبر ۳۳۲۹۶ انتشار : ۳ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۵۷
مرتضی شیرازی زاده

خدیجه کبری (س) همسر بی همتای خاتم انبیاء

 

به گزارش شلمچه نیوز، مرتضی شیرازی زاده از طلاب نویسنده و پژوهشگر حوزه علمیه قم ، همزمان با ایام وفات حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها در یادداشتی به عظمت برترین بانو و همسر رسول اکرم صلی الله علیه و آله، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها پرداخت و به برخی تحریفات و دشمنی ها درباره ی مادر مظلومه ی حضرت زهرا سلام الله علیها پاسخ داد.

متن این یادداشت بدین شرح می باشد:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله طاهرین و العنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدینو قال الله الحکیم فی مبرم خطابه العظیم:"أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى "1

مرحوم شیخ صدوق قدس سرّه در تفسیر این آیه شریفه از می نویسد:بدان دلیل حضرت یتیم که از کران تاکران هستی بی بدیل است، به همین خاطر ذات اقدس الهی به خاطر نعمت هایی که به رسول اکرم صلی الله علیه و آله عطا کرده است از ایشان می پرسد: آیا خدایت تو را بی بدیل نیافت؟ و تورا پناه داد و پناه و برتری تو را بر مردم شناساند،و تو را تنگدست یافت و بوسیله ی ثروت خدیجه سلام الله علیها بی نیاز گرداند.2

آنچه در این روایت شریفه در تبیین شخصیت ام المؤمنین علیها السلام مهم است آن است که ایشان قابلیت این نعمت را داشته اند که اموالشان سبب استغنای مالی رسول اکرم گردد و به قول متکلمین در هر افاضه دو چیز لازم است اول: فعلیت فاعل و دوم : قابلیت قابل یعنی اگر خداوند نعمتی را بر کسی اعطا می کند علاوه بر آنکه او را مخیر ساخته تا این نعمت را در چه راهی مصرف کند سبب افاضه ی این نعمت تلاش این شخص نیز بوده است و در وهله ی دوم قابلیتی بوده است که خدای متعال در اعماق کرانه ی وجودی بنده اش مشاهده کرده است.

از حدیث بالا استفاده می شود که این خورشید درخشان تاریخ اسلام بر خلاف سنت های جاهلی امرار معاشش از طریق حلال بوده است و با نیّت خالص در راه کسب وکار قدم بر می داشته است، زیرا هر مالی شایستگی آن نیست که در راه اسلام آن هم در آن شرایط سخت تاریخ خرج شود و ثانیاً اگر روح ایمان در تمام تار و پود این بانو رسوخ ننموده بود،هیچگاه اموالش را چنین خرج راه خدا و رسول نمی کرد.

در حقیقت نباید به این انفاق اینگونه نگریست که این انفاق مانند ما بقی انفاق های دیگریست که در راه اسلام در طول تاریخ انجام شده بلکه اگر بخواهیم این مساله ی انفاق ثروت در راه اسلام را با مسأله ای در تاریخ اسلام قیاس کنیم، شایسته است آنرا به مساله ی لیلة المبیت تشبیه نماییم؛همانگونه که خفتن امیرالمؤمنان علی مرتضی علیه السلام در بستر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله مستحق نزول آیه ی" من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رئوف بالعباد"3 شد، این عمل عظیم ، انفاق ثروت توسط ام المؤمنین خدیجه کبری سلام الله علیها نیز در قرآن مشار الیه واقع گردید "و وجدک عائلا فأغنی".

حقیقتا چه عاملی سبب می شود که زنی بیست و پنج ساله به نام خدیجه کبری سلام الله علیها اینچنین تمام دارایی خود را به پای محبوبش بریزد. آیا جز این است که بانوی باعظمت در سن بیست و پنج سالگی (بر خلاف گفته های جعلی مخالفین درباره سن آن حضرت) پس از سالها طواف موحدانه به دور کعبه ی ظاهری این بار به طواف کعبه ی باطن که مقام شامخ نبوت است پرداخته آیا غیر از این است که این بانوی بیست و پنج ساله تمام وجودش به طواف کعبه باطن محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله آورده؟

از آنجا که این شخصیت باعظمت با فداکاری هایش ریشه اسلام را تنومند ساخت و برای همین خداوند و رسولش از مقامی خاص بهره مند بود در آماج کنیه ها و حسادت ها قرار گرفت لذا سرتا سر تاریخ زندگانی او توسط دشمنان مورد تحریف واقع شده است که ما به چند مورد مختصر اشاره می کنیم:

 

حسادت به انفاق آن حضرت:

آنچه در تاریخ حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها بر همگان روشن است انفاق بی نظیر ایشان در راه اسلام است امّا مخالفین که فاقد این فضیلت برا ی خلفا هستند احادیثی برای خود و انفاق های دروغینی برای خانواده یشان نقل نموده اند:

"عایشه نقل می کند که پدرش بر پیامبر چهل هزار انفاق کرد"4 و در حدیثی دیگر نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموند "هیچ مالی مانند مال ابوبکر به ما نفع نداد."5

 

توضیحی پیرامون این دو حدیث:

از تتبع در تاریخ زندگانی خلیفه ی اوّل به دست می آید که پدر او دارای شغلی که در آمد بالایی داشته باشد نبوده و حتی بر اثر فقر شغلی بسیار زننده اختیار کرده بوده است و آنچه تواریخ از شغل خود خلیفه ی اوّل نقل کرده اند آن است که وی بزاز بوده یعنی پیراهن میفروخته و یا شاگرد پیراهن فروشی بوده است روشن است اگر کسی صاحب مال فراوانی باشداین مال یا از طریق ارث به او رسیده و یا آنکه خود او مستقلا از طریق شغلش این در آمد را کسب کرده است که با توجه به توضحیاتی  که داده روشن است که ابوبکر از هیچکدام از این دو طریق توانایی کسب در آمد بسیاری را نداشته است پس این حدیث از طریق تتبع تاریخی غلط است.

و ثانیا اگر مساله ی انفاق مال خلیفه ی اول شهرت داشت هیچگاه نیاز به بیان عایشه دختر خلیفه ی اوّل نبود چنانچه یکبار در تاریخ به حدیثی بر نمیخوریم که خدیجه کبری سلام الله علیها اشاره ای به انفاق های بی نظیرش در اسلام کرده باشد، بلکه باید این دو حدیث را حمل کنیم بر حسادت آن دو بر این بانوی باکرامت؛ زیرا علاوه بر دلالت آیه شریفه بر انفاق ثروت خدیجه  رسول اکرم صلی الله علیه و آله در مورد انفاق ایشان فرمودند: "دین من بر پا نشد مگر بر دوچیز: ثروت خدیجه و شمشیر علی بن ابیطالب"6 و خود عایشه در گفتاری اقرار  بر این بانوی باعظمت می کند و میگوید: " آن مقداری که بر خدیجه حسادت کردم بر هیچ زنی حسادت نکردم".7

 

حسادت به ایمان حضرت:

احادیث بسیاری در منابع فریقین دلالت بر این دارد که اولین نفری که از مردان به رسول خدا صلی الله علیه و آله ایمان آورد امیرالمومنین علیه السلام بودند و از زنان نخستین نفر ام المؤمنین خدیجه کبری سلام الله علیها بود چنانچه قرطبی از علمای اهل تسنن میگوید: اولین نفری که اسلام آورد علی علیه السلام بود و همچنین حاکم می نویسد: " بین اصحاب تواریخ هیچ اختلافی نمی بینم و همه گویند نسختین کسی که ایمان آورد علی بود"

و  همچنین در برخی از احادیث عایشه را اولین زنی معرفی می کنند که به رسول الله صلی الله علیه و آله ایمان آورده است .

اما تاریخ نویسان خیانتکار برای پوشانیدن ضعف ایمان خلفا و فرزندانشان حدیثی جعل نموده اند و به امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت داده اند با این مضمون:

روزی که ابوبکر از دنیا رفت مانند روز شهادت رسول الله صلی الله علیه و آله بود و مردم همه غرق در حزن و ماتم بودند و علی بن ابیطالب با شتاب در حالی که آیه ی استرجاع می خواند آمد و چنین می گفت : امروز جانشینی پیامبر قطع گردید، ای ابوبکر خدا تو را رحمت کند اولین شخصی بودی که اسلام آوردی و اسلامت از همه خالص تر بود... ."8

 

بررسی این حدیث:

محدث نمایان خائن در جعل حدیث حتی زحمت تغییر کلمات آن را نکشیده و دقیقاً روایتی که در شأن امیرالمؤمنین علیه السلام بیان شده است را عیناً برای خلیفه ی اوّل جعل و کپی کرده اند و حتی خود علمای حدیث اهل سنت جعلی بودن این روایت را شهادت داده اند تا حدی که ذهبی درباره ی این حدیث گفته است " قلب به جعلی بودن این حدیث شهادت می دهد"9 و همچنین هیثمی این چنین گفته است " این حدیث را بزار روایت کرده است و در سند آن عمر بن ابراهیم وجود دارد که کذاب است".10

اما از ادله ی دیگری که بر بطلان این احادیث دارد:  اکثریت محدثان شیعه و سنی بر این اتفاق دارند که امیرالمومنین علی علیه اسلام اولین مرد و خدیجه کبری علیها السلام نیز نخستین زنی بوده است که به رسول اکرم صلی الله علیه و آله ایمان آورده است  و اما کسانی که میگویند ابوبکر و دخترش اولین کسانی هستند که ایمان آوردند عده ی کمی هستند که به حساب نمی آیند چنانچه ابن ابی الحدید می گوید: " اما کسانی که می گویند ابوبکر اولین شخصی است که ایمان آورده است عده ی کمی هستند ... و از معلوم آنچه ذکر کردیم معلوم شد که علی اولین نفری است که اسلام آورده وکسی که با این مطلب مخالفت کرده شاذ و نادر است و به شاذ ونادر اعتنا نمی شود"11

و حتی باز در جای دیگر ی خود شهادت بر این مطلب داده اند که نخستین زنی که اسلام آورده است ام المومنین خدیجه کبری علیها اسلام است  چنانچه قرطبی می نویسد : "اولین شخصی که از زنان اسلام آورد خدیجه بود".12

 

حسادت بر سن کم آن حضرت در هنگام وصلت با رسول اکرم صلی الله علیه وآله: 

ابن شهر آشوب مازندرانی نقل میکند که " ان النبی قد تزوج خدیجه و هی عذراء " همانا رسول اکرم صلی الله علیه و آله با خدیجه علیها السلام ازدواج کرد و او دوشیزه(باکره) بود.13

اما مخالفین سعی در دو مطلب در مورد این بانوی بزرگوار در رابطه با ازدواج ایشان با رسول اکرم صلی الله علیه و آله داشته اند:

اولا: اثبات اینکه ایشان قبل از ازدواج با رسول اکرم صلی الله علیه و آله ازدواج کرده بودند و فرزندانی داشتند و دوما: سن ایشان در هنگام ازدواج از رسول اکرم صلی الله علیه و اله به مراتب بیشتر بوده است.

 

امّا تحلیل دو ادعای بالا:

ادعای اوّل: اکثر محققین معقتدند آن دو دختر،دختران خود حضرت خدیجه نبودند بلکه دختران هاله(خواهر حضرت خدیجه بودند) که حضرت خدیجه پس از مرگ پدران این دو دختر سرپرستی این دو را برعهده می گیرد. علامه سید جعفر مرتضی عاملی نیز  این امر را و همچنین امر ازدواج این دو دختر با عثمان را نیز امری واهی میدانند.14

ادعای دوم: اما این امر نیز از نظر شواهد تاریخی ثابت شده نمی باشد زیرا مثلا حلبی در این باره می نویسد: " پیامبر با او ازدواج کرد در حالیکه او بیست پنج یا بیست و هشت سال داشت "

و غالب مورخین  معتمد معتقدند که سن ایشان بیست و پنج یا بیست و هشت سال بوده است لذا در اینصورت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از لحاظ سنی بزرگتر نبوده اند.

 

اما منشاء این اختلاف چیست؟

منشا این اختلاف نیز حسادتی است که یکی از همسران رسول اکرم صلی الله علیه و آله به بانوی فداکار اسلام داشته و این حسادت نسل به نسل در میان محبان او مانده است و علت دیگر آن است که خود او در هنگام ازدواج با رسول اکرم صلی الله علیه و آله قبلا ازدواج کرده بوده است و فرزندی نیز داشته است و حتی رسول الله او را" ام عبدالله " خطاب می کردند در حالیکه مملو است کتب تاریخی آنان از افسانه ی بازی او با عروسکانش در خانه و ازدواج با رسول الله در سن شش سالگی!!!!

 

یک تحریف تاریخی

بخاری می نویسد: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

"والله! هیچ وقت به من وحی نازل نشده که در منزل شما زنان خود باشم جز در خانه ی عایشه"15

العیاذ بالله مقصود از این روایت آن است که مهبط وحی الهی در محل استراحت عایشه است و به تبع آیات قرآن نیز در خانه ی دو خلیفه نازل شده است و لذا وارث سنّت رسول اکرم صلی الله علیه و آله دو خلیفه هستند.

درحالیکه هیچ روایتی در منابع شیعه حتی بر نزول وحی در غار حراء دلالت ندارد چه برسد به نزول وحی زیر لحاف عایشه و سازندگان این مساله کعب الاحبار و عایشه و محمد بن کعب قرظی عروه بن زبیر اند و ظرافت کار در اینجاست که طبق شهادت کتب مورد اعتماد نزد اهل تسنن، عایشه پس از هجرت با رسول اکرم صلی الله علیه و آله ازدواج کرده و این مطلب بدین معناست که سیزده سال بر رسول الله صلی اله علیه و آله نازل می شده و ایشان اصلا زنی به اسم عایشه نداشته اند و بخش اول قرآن یعنی تمام سوره های مکی در بیت ام المؤمنین خدیجه کبری سلام الله علیها نازل شده و خانه ی او مهبط وحی بوده است.

 

وفات ام المؤمنین خدیجه کبری علیها السلام

هنوز مدتی چند از غم درگذشت ابوطالب علیه السلام نگذشته بود که رسول الله صلی الله علیه و آله با مصیبتی تازه ای رو برو شدند و شاهد بدن نحیف یاردیرین و خدمتگزار راستین اسلام خدیجه کبری سلام الله علیها بودند رسول الله کنار همسر خود آمدند و با اندوهی فراوان ابراز ناراحتی کردند و برای خرسندی خدیجه سلام الله علیها از جایگاه ایشان در بهشت برایش گفتند.

زمانیکه این مادر فداکار اسلام از دنیا رفت رسول الله جنازه ی مطهر ایشان را برداشته و در حجون ( مکانی در مکّه) دفن کردند، وچون خواستند ایشان را در قبر بگذارند خود به میان قبر رفت و خوابید و سپس برخاسته جنازه را در قبر نهاد و خاک روی آن ریخت .

یعقوبی می نویسد:

"چون خدیجه از دنیا رفت فاطمه سلام الله علیها با چشم گریان سمت پدر خود آمد و فرمود: مادرم کجاست؟ در این هنگام جبرئیل نازل گشت و عرض کرد : به فاطمه بگو خدا در بهشت خانه ای برای مادرت بنا کرده که در آنجا دیگر هیچ دشواری و رنجی ندارد"

آری خدیجه آن مادر دلسوز اسلام پر کشید اما فداکار های او و همچنین ندای" این مثل خدیجه" رسول الله صلی الله علیه و آله  همچنان در تاریخ طنین انداز است.والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

 

 

منابع:

1-سوره ی ضحی آیه ی 8

2-معانی الاخبار،صفحه ی 53

3-سوره ی بقره آیه 207

4-صحیح ابن حبان،جلد15،صفحه ی 274

5-مسند حمیدی،جلد1،صفحه ی 121

6-امالی طوسی،صفحه ی 468

7- فضائل الصحابه،صفحه ی 75

8-مسند  البزّار،جلد2،صفحه ی 22

9-میزان الاعتدال،جلد3،صفحه ی80

10-مجمع الزوائد،جلد 9،صفحه ی48

11-شرح نهج البلاغه،جلد4،صفحه ی123 و صفحه ی125

12-تفسیر قرطبی،جلد8،صفحه ی237

13-مناقب،جلد1،صفحه ی 159

14-بنات النبی،صفحه ی75 و صفحه ی124

15-صحیح بخاری،جلد5،صفحه ی37 (به دلیل ادب به محضر رسول خدا ،صراحت در ترجمه کلمه ای کمرنگ است. )