هشدار به اعضای شورای شهر ساری:

تکرار تاریخ و درس عبرت!

اعضای شورای شهر منطق حکم می کند شما حامی شهردار باشید همانطور که از شهرداران قبلی حمایت کردید امروز به منتخب جدیدتان هم فرصت لازم را بدهید تا دراین آزمون بر اساس صلاح و تفکر خویش امورات را مدیریت نماید...

به گزارش راه شلمچه، در جلسه امروز شورای شهر ساری، زمانی که موافقین و یا مخالفین شهردار هرکدام ادعا می کردند هیچ نقش یا فشاری برای انتخاب مدیران نداشتند، یک عضو شورا قرآنی برای سوگند خوردن آنان می آورد وعضوی دیگر قرآن از دستش می گیرید وبه کنار می گذارد.


عضو دیگر شورا گفت: در ۶ سال گذشته چه اتفاقاتی افتاد ،مگر شما هرکاری در ۶سال گذشته انجام می دادید آیا برای مردم قسم می خوردید،قران کمر... را بزند...


حال سوال اینجاست کدامشان سهم خواهی کردند وکدامشان از سهم خواهی نکردن نگراند وپریشان؟!


آقایان عضو شورا واقعاً دلتان به حال این مردم می سوزد یا منافعی دیگر در پس ماجرا خواب از چشمانتان ربوده است!؟


اعضای شورای شهر منطق حکم می کند شما حامی شهردار باشید همانطور که از شهرداران قبلی حمایت کردید امروز به منتخب جدیدتان هم فرصت لازم را بدهید تا دراین آزمون بر اساس صلاح و تفکر خویش امورات را مدیریت نماید.


آن روزی که صحبت از حضور عباس رجبی در شهرداری شد اکثر پرسنل قدیمی و حتی جدید شهرداری به صورت نسبی راضی و خشنود بودند چرا که رجبی فرزند شهرداری است وبرای شهرداری دل می سوزاند؛ بیایید کینه ها و کدورت ها را کنار بگذارید واجازه دهید این شهردار جوان هم خودی نشان دهد.


حال اگر این انتصابات حاصل تفکر و عقیده رجبی بوده، مشخص خواهد شد واگر به گفته شما تحمیلی هم باشند اجازه دهید دراین آزمون سنجیده شوند ؛خطاب به اعضای شورای شهر مخصوصاً اعضایی که به رجبی رای نداده اند متذکر می شویم "دیکته نانوشته بی غلط بوده "پس اینقدر عجولانه تصمیم نگیرید و موج نگرانی ایجاد نکنید، بگذارید این مدیران میانی با حضور شهردار جوان دراین میدان خدمت، خود را به اثبات برسانند.


راه شلمچه به اعضای شورای شهر ساری توصیه می کند که به جای اینکه اینقدربه فکر تودیع ومعارفه باعظمت بوده اند، دلتان به حال کارکنان شهرداری و مردم شهر هم باشد؛ ما هم خدمات مدیران سابق شهرداری را فراموش نمی کنیم هرچند تاریخ این شهر و مردم بهترین قضاوت کنندگان عملکرد مدیران هستند و آنها به خوبی می توانند خائن و خادم را از هم تشخیص دهند وطبق فرمایش حضرت امام رضا علیه آلاف تحیته وثنا "من لم یشکر مخلوق لم یشکرالخالق را از یاد نمیبریم وبه آن باور داریم.


آقایان با یادآوری سوگندی که پس از رسیدن به صندلی پارلمان شهری یاد کرده ایم، بنظر می رسد درسالهای گذشته به آنچه خواستید رسیده اید و کسی مخالفت نکرد! حال چرا اینقدر دلسوز شده و دلتان به تکاپو افتاده، جای بسی سوال دارد دلسوزی برای که می کنید!


دلتان بحال شهروندان سوخته یا دلتان بحال آنچه که امروز از دست می دهید!؟


ایکاش فرآیند شفاف سازی اموال مدیران در خصوص اعضای شوراها در سراسر کشور زودتر از سایر مدیران دستگاهها و ارگان ها اجرایی شود تا مشخص گردد کدام کوخ ها ویران شده تا برخی به این همه کاخ و منزلت غیرمتعارف برسند...

نتیجه تصویری برای کاریکاتور شورا 

آقایان اعضای شورا؛ برخی از افراد زمانی که به شهرداری می آمدند هیچ نداشتند اما امروز خودروهای میلیونی وخانه باغ های چندصد میلیونی شان این سوأل را در ذهن ایجاد می کند که مگر در باغ شوراها چه میوه هایی می روید که این همه برخی به برکات می رسند و چرا همه به این برکات نمی رسند؟!


آیا تا به حال فکر کرده اید پرسنلی که ۲۸ یا۲۹ سال کسر بیمه از حقوقش براساس حقوق ومزایای کامل پرداخت شده باید این سالهای پایانی که با افزایش حقوق بازنشسته شود، با کاهش حقوق ومزایا بازنشسته می شود با این رکود اقتصادی ومشکل معیشتی چگونه گذران زندگی کند!؟


بیاییم در مقابل این مردم قدری صادق باشیم و برای تصدیق ادعا خود اقتباس از فرمایش گهربار مقام معظم رهبری می کنیم که می فرماید: در منطق حکومت علوی اگر کسی به خاطر مسئولیتش دارای امتیاز و احترامی شد، این موضوع نباید اخلاق و رفتار او را با مردم تغییر بدهد و او را از مردم دور کند. مسئولان نظام اسلامی بدانند شکر نعمت مسئولیتشان در این است که به بندگان خدا نزدیکی بیشتری پیدا کنند، با آنان نشست و برخاست کنند و نسبت به آنها مهربانی و توجه بیشتری به خرج دهند.


آقایان در خلوت خود به وجدانتان رجوع کنید؛ حال آیا واقعاً این فرمایشات سرلوحه کارتان هست یا تنها هنگام تأمین نظرات و منافع خود بدان رجوع می کنید!؟


درانتها به نکته تاریخی از حب قدرت وریاست یاداور شویم که خسرو پرویز از شاهان بزرگ ساسانی بود که در دریایی از غرو و تکبّر غوطه می خورد، روزی به همسرش گفت: پادشاهی خوب است اگر دائمی باشد؛ شیرین پاسخ عبرت آموزی به او داد، به او گفت: اگر دائم بود به تو نمی رسید.

 عمرت چو دو صد بود چو سیصد چو هزار

زین کهنه سرا برون برندت

ناچارگر پادشهی و گر گدای بازار

این هر دو به یک نرخ بود آخر کار

ای کرده شراب حبّ دنیا مستت

غافل منشین که چرخ سازد پستت

مغرور جهان مشو که چون رنگ حنا

بیش از دو سه روزی نبود در دستت

اگر خوشت اومد لایک کن
1