کرمان عزیز ایران "ما"، تسلیت...همه ایران فدای مظلومیتت...

راه شلمچه- محمدرضا سابقی؛ با سلام به روح پرفتوح شهیدان دفاع مقدس و شهید والامقام حاج قاسم سلیمانی آن مرد امت امام حسین علیه السلام..


اما چه کنیم با این میزان از بی تفاوتی با جان انسانها...


حدودا" علاوه بر اندیشیدن به مظلومیت و محرومیت اکثریت مطلق جانبازان عزیز و ایثارگران،  هر روز بهشان فکر میکنم، به آن بدن های له شده، استخوان های شکافته شده، جسم های لگدمال شده...


به آن کسانیکه برای محبت و ارادتشان به آن #سردار_شهید، شهر و دیار و خانه شان را ترک گفتند، با شور و حالی پا در آن خیابان شوم کرمان گذاشتند، بی خبر از آن حادثه بزرگی که چشم انتظارشان بود...


خیلی ها، ۶ نفره رفتند، ۴ نفره برگشتند، خیلی ها احتمالا با دوستشان رفتند، تنها برگشتند، بعضی احتمالا با شوق و ذوقی وصف نشدنی دست دختر و یا پسر خردسالشان را گرفتند و برای بدرقه سردار، راهی شدند، اما چند ساعت بعد با چشمانی اشک بار بی جگرگوشه شان به خانه برگشتند...


تا حالا از سختی و زجرکش شدن در آتش و دریا زیاد شنیدیم، اما کمتر کسی از مرگ زیر دست و پای جمعیت، در ازدحام، حرفی زده...مرگ بسیار دردناکی است، احتمالا با شکستن استخوان های قفسه سینه همراه است، شایدم با خفگی به شکلی فجیع و غیر قابل وصف...

همه اینها وقتی تصور کنیم که برای یک کودک و مادر به وقوع پیوسته، نابودکننده تر میشود...


معمولا وقتی کسی عزیز و جگر گوشه از دست میدهد، ناخودآگاه به لحظات آخر عزیزش خیلی فکر میکند، به اینکه در آن لحظات آخر حالش چطور بود؟ چه میگفت؟ چه کسانی پیشش بودند؟

 

اما چه زجری کشیدند خانواده های این عزیزان، وقتی شنیدند کودکشان، مادرشان یا پدرشان یا برادرشان زیر دست و پا مانده، بدنش له شده، نفسش بند آمده، خفه شده، زجرکش شده...


داغ وقتی سنگین تر میشود که میفهمند به خاطر چند اشتباه ساده و قابل پیشگیری به خاطر جانمایی غلط مراسم تشییع، به خاطر بستن چند کوچه فرعی و ... بی عزیز شدند، اگر هم بشنوند که حتی یک عکاس قبل از مراسم تلفات را پیش بینی کرده و تذکر داده و کسی به حرفش گوش نکرده، داغشان بسی سنگین تر میشود...


گمنامی جانباختگان کرمان، آتشی به جانمان زده، که فعلا"ها، خاموش نمیشود، هنوز اسامی کشته شدگان اعلام نشده، هنوز یک مسئول حاضر به پاسخگویی نشده، هنوز به خاطر این کشتار دسته جمعی، این فاجعه تاریخی هیچ کسی محاکمه نشده... و هنوز روح پاک حاج قاسم نگران آن بیچارگان است..


هیچ مسئولی حاضر نشد حتی یک مراسم تشییع جنازه نمادین برگزار کند، دولت به‌خاطر این فاجعه حتی اعلام عزای عمومی نکرد، حتی در سخنرانی نماز جمعه ها هم نامی هم از این قربانیان آورده نشد،و صداوسیما نیز در حد چند برنامه هم به بررسی ابعاد این فاجعه اختصاص نداد....


چه کنیم با این میزان بی تفاوتی با جان انسانهای مظلوم...

 

 این روزها که در ایام نزدیکی به دهه فجر هستیم، بیشتر به یاد این مظلومان و گمنامان و رهاشدگان هستم...


 چقدر آه مظلوم پشت سر این مسئولان هست، چه فریادها و بغض هایی که مثل همین مردم کرمان، صدایشان به جایی و کسی نمیرسد، به معنای واقعی کلمه، رهاشدگان هستند...اما در دستگاه محاسبات الهی تمام این صداها و بغض ها و اشک ها محفوظ محفوظ است...این «آه»ها دامن‌گیر شده است...


با مردم کرمان بعد از تشییع جنازه مطهر سردار سلیمانی همانطور برخورد شد که قبلش برخورد شده بود...


با آنها همانگونه مواجهه شد که با زلزله زدگان کرمانشاه، که با سیل زدگان سیستان و بلوچستان که با فراموش شدگان خوزستان، که با کارگران هپکو و هفت تپه و ...

همه و همه جملگی، از جانب دولت و مجلس و دیگر مسئولین، رها شدند، «نادیده انگاشته شدند»...


 این روزها رسانه های رسمی از  سردار سلیمانی می‌گویند. شهادت سردار در عراق با دخالت مستقیم امریکایی ها صورت گرفت. بدیهی است رسانه رسمی متمرکز به این موضوع شوند و پوستر و فیلم  بسازند. خصوصا که حماسه تشییع میلیونی سردار آن داغ را تبدیل به حماسه ای وحدت آفرین کرد.

 

رسانه های دشمن یا برخی از مردم ناراضی هم  روی سقوط هواپیمای اکراینی، به آسمان پرواز کرده در وضعیت قرمز جنگی توسط خطای عمدی عده ای داخلی متمرکز شده اند. اگر چه مسئولین شاید خاطی و مقصر دولتی، دهنده مجوز پرواز هواپیما ایرانی در وضعیت قرمز، اعلام کردند نفری ۱۵۰ هزار دلار به خانواده بازماندگان پرداخت می کند. دلاری سی هزار تومان.. بله باید غرامت بدهند، آنهم بعلت فشار سازمان های جهانی و رسانه هایشان، بنده هم می گویم باید به داغدیده گان آن پرواز غرامت داد و از آنها دلجویی نمود..


اما چرا هیچ کس از فاجعه کشته شدن مردم محروم کرمان در حین تشیع هیچ نمی گوید، نه رسانه های رسمی_نه رسانه هایی که شهدای تشیع تنورشان را داغ نمی کند! و بدتر برای ما ایرانیان دوستدار انقلاب شهیدان که حتی آمار دقیقی هم ارائه نشد.


اینجا نه عملیات صهیونیست ها و دولت خارجی بود و نه اتفاق و خطای انسانی در یک لحظه. چندین روز بین شهادت تا رسیدن پیکر شهدا به کرمان  فاصله بود. تشیع میلیونی هم هویدا بود، اما چه شد تا به روایت ایرنا پلاس ۷۸ نفر در اثر سو مدیریت جان سپردند.. 


با مقصرین این حادثه چه فرد یا نهاد یا هر مجموعه ای که بودند چه کردند و چه برخوردی با مدیران نالایق شد؟


 این روزها هیچ کس به داغ مردم کرمان نمی پردازد. نمی دانم چقدر غرامت به خانواده های آنان پرداخت شد که بعید بدانم نفری ۱۵۰ هزار دلار باشد!!  از اینکه کام تان را تلخ کردم پوزش می طلبم، داغِ این فاجعه در قلب ما هنوز همچون داغ شهادت حاج قاسم و ابومهدی و شهیدان دفاع مقدس سرد نشده است..


کرمان عزیز ایران "ما"، تسلیت...همه ایران فدای مظلومیتت

اگر خوشت اومد لایک کن
11