جشن تولدهای ما؛ تربیت معکوس فرزندان

راه شلمچه- محمدرضا سابقی؛ یکی از خصلتهای ما ایرانیان، تبدیل هرگونه مناسک و یا رفتارهای عرفی اجتماعی، چه دینی و چه ملی، به یک نوع ظاهر سازی و نمایش خود به دیگران است، بگونه ای که از محتوای اصلی خود خارج شده و نه تنها نتیجه معنوی و تربیتی که باعث شادمانی و رضایت درون بشود در بر ندارند، بلکه اگر اندکی بیندیشیم و تحلیل نمائیم خواهیم دید این گونه از رفتارهای عرفی و اجتماعی فاقد محتویِ ارزشیِ و آموزشی، به یک خود فریبی بزرگ و نهایتا" فشارهای مختلف بر روان یکدیگر منجر می شوند.


یکی از مهمترین عرفیات اجتماعی امروزی که همه ما گریبانگیر آن هستیم، جشنهای_تولد برای فرزندان و دوستان ( و نهایتا" حتی پدربزرگ و مادربزرگ های عزیز ..) بوده که بجای آن که: 

منجر به نتایج_مثبت تربیتی زیر شود:


۱- یادآوری به پدر و مادر، که چه ایامی را بیاد این فرزند عزیز، پر از استرس و شوق، پشت سر گذاردند و لذا این روزها مواظب باشند که مباد یادشان از نیازهای_عاطفی او برود.


۲- یادآوری به فرزند، که پدر و مادر چه ایام سختی را به انتظار_تولد او تحمل کردند تا با حضور ش زندگی را شیرین تر و لذتبخش تر کند و بدینگونه حس احترام و مسیولیت پذیری را در او شکوفا کند. (و بالوالدین احسانا–بقره 83)


۳- یادآوری به همدیگر، که حضور هر_کدام برای گرمتر و شیرینتر کردن زندگی آنقدر با ارزش است که هیچ جایگزین دیگری ندارد.


▪اما▪ در واقع جشن تولدهایی که ما برگزار می کنیم بجای اثرات مفید و ارزشمند فوق ؛ متاسفانه منجر به نتایج_منفی و زیانبار زیر شده است:


۱- یک عادت_نمایش گونه ظاهری برای عقب نیفتادن پدر و مادر از دیگران در گرفتن جشن تولد برای فرزند خود..


۲- فشارهای مختلف اقتصادی پدر و مادر به یکدیگر و نیز به دیگر اعضای خانواده و خویشاوندان برای برگزاری پر رونق تر و تجملی تر نمایش فوق..


۳- القا این نکته به فرزند که دلیل دوست_داشتنت توسط والدین، و خانواده، برگزاری جشنی مشابه دیگران با هدایا و ظواهری گران قیمت و چشمگیر است..


۴- ایجاد حسرت برای فرزندان خانواده های کم درآمدتر فامیل و اینکه کسی ما را دوست ندارد..


۵- اختلافات محتلف خانوادگی بدلیل عدم_تفاهم پدر و مادر در تامین جشنهای گران قیمت برای فرزندان خود و یا تهیه هدایای چشمگیر برای جشنهای فرزندان دیگر اعضای فامیل و دوستان ..


۶- هر چه دورتر شدن اعضای فامیل از یکدیگر بدلیل نابرابری_مالی و وضعیت سخت تر_اقتصادی  و عدم توانایی برگزاری جشنهای آنچنانی و بالاخره عدم شرکت در جشنهای یکدیگر.. و نیز سایر مراسم اینچنینی..


۷- با متنوع تر شدن هدایای مادی، اشتهای فررندان به اهمیت مادیات در زندگی بیشتر شده و این در حالیست که کسی با خرید حتی یک کتاب، بفکر تامین نیازهای روحی و معنوی او نیست..


۸- و از همه مهمتر شعار بسیار زشت و اسفبار "باز_شود دیده شود تا که پسندیده_شود "، که موقع باز کردن هدایا داده می شود، که این شعار هم باعث خجالت آنهایی می شود که قادر به تهیه هدیه گران قیمت نشده اند و هم تحقیر " او " نزد فرزندی که جشن تولد اوست و نیز اعلانی است توسط آنهایی که به هر سختی هدیه ای گران خریده اند به خانواده ای که تولد فرزندشان است، که برای فرزند آنها نیز توقعی این چنینی وجود دارد..!!


۹- با این اوصاف ، این جشن نه تنها هیچ نتیجه_مثبت تربیتی برای فرزند به همراه ندارد که ناخواسته، افراد فامیل برایش به دو دسته متضاد تقسیم می شوند: آنها که او را "دوست_داشته" و با هدایای چشمگیر در جشن او شرکت کرده اند و آنهایی که برای او اهمیتی قایل نبوده اند..

۱۰- و از اینها مهمتر ، انتظار_فرزند برای تکرار هر ساله جشن تولد برای او و البته با هدایایی گرانتر و تجملی تر  از قبل که برایش چشمگیرتر بوده تا در نظرش ارزش پیدا کند..


با توجه به نکات فوق، آنچه که در وجود فرزندان نهادینه می شود، "هدایای_مادی" است که هر ساله نیز باید چشمگیرتر شود تا نشان از دوست داشتن او باشد و آنگاه که بزرگتر شده و ازدواج می کند با همین رویکرد به جشنهای مختلف تولد، ازدواج، روزهای مختلف زن و مرد و مادر و پدر و ده ها مناسبت خسته کننده دیگر می نگرد و روح_همراهی و محبت گونه بین زن و شوهر و یا فرزندان را به یک وظیفه خسته کننده و آسیب زا تبدیل می نماید..


آنگونه که هر کس، برای نمایش_ظاهری محبت خود، سعی در برگزاری وظیفه نمایشگونه خود در آن ایام خاص به هر ترتیب و وسیله ای را دارد؛ بدون آنکه در دیگر روزها و مواقع سال، خود را مقید به رفتارهایی محبت آمیز از جنس همدلی و دوست داشتن واقعی و غیر تحمیلی کند..


متاسفانه با اینگونه افعال و رفتار مادی، دایما"  ادعای همه گونه مهرورزی و محبت_ایرانی گونه ، داشته ایم و داریم  و مثلا" غربیها و سایر مردم دیگر جهان را متهم به بی عاطفگی می کنیم، در حالیکه اگر چشمان خود را باز کنیم، بعضی از شیوه های خانواده آنها در مستقل کردن فرزندان خود که بتوانند مسئولیت پذیر بار بیایند، و نیز اهدای_دایمی یک شاخه گل به یکدیگر و نیز بوسه های ورود و خداحافظی و یا بوسه های شب بخیر، نشان از محبتی است که بی هیچ تحمیلی و فقط بر مبنای محبت قلبی به یکدیگر می کنند و هرگز نه خودشان زندگی کسی را قضاوت می کنند و نه زندگی خود را با شرایط دیگران مقایسه و تراز کرده و نه برنامه های شخصی خود را با آنها تنظیم و یا رقابتی می کنند..


یادآوری: اگر دقت کنیم، ردپای همین نمایشها و آسیبهای ناشی از آنها را در جشنهای مختلف سالیانه دیگر جامعه نیز شاهد هستیم


به آن امید که روزی بیاید که با آشنایی با روشهای والای تربیتی پیامبراکرم(ص) و اهل بیت(ع) و عمل به آنها از ظواهر آیینها و مناسبتها عبور کرده و به روح معنوی وتربیتی آنها برسیم.


یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكرون


اللهم صل علی محمد و آل محمد

اگر خوشت اومد لایک کن
11
آخرین اخبار